پایان عصر مصباحیون

یکی از محاسنی که ۲۴ خرداد برای کشور و به خصوص برای فضای سیاسی آن دارد حذف تدریجی مصباحیون و حواریون ایشان است.افرادی که با تفکرات دگم و برداشت های سطحی از دین جامعه را چندین سال دچار مشکل و بحران هایی کردند که شاید به سادگی قابل حل بود اما این افراد با نگاه های صد درصد غلط خود کاری کردند که کشور دچار هزینه های فراوانی شد و متاسفانه آثار آن برای چندین سال در کشور باقی خواهد ماند.
روزهای انتخابات ۹۲ مصباحیون با تمام و کمال آمدن به صحنه انتخابات و اختلاف افکنی در میان اصولگرایان عملا تبدیل به مرکز اختلاف افکنی در میان آنها شدند که پس از واگذاری صحنه انتخابات ۹۲ به رقیب این روزها عامل اصلی این شکست محسوب می شوند. چرا که با تخریب دیگر نامزدهای اصولگرا همانند قالیباف و ولایتی و رضایی سعی در محور قرار دادن کاندیدای خود یعنی سعید جلیلی را داشتند که همین باعث شکست مفتضحانه اصولگرایان شد و ۸ سال تلاش آنان را کاملا نابود کرد.
مصباحیونی همانند روانبخش و رسایی و رامین و جلالی و رجبی و کوچک زاده و یامین پور و … که سعی داشتند بازی انتخابات را برده شده به نفع کاندیدای خود نشان دهند و با انتقام گیری از رقیبان، امور دولت آینده را کاملا در دستان خود بگیرند این روزها آنقدر از شکست در انتخابات گیج و منگ شده اند که شاید ماه ها لازم باشد تا پاسخ این سوال را بیابند که چرا انتخابات ۹۲ را واگذار کردیم؟بازی با کلمات راه انداختن همانند اصلح و صالح مقبول و مصبول صالح و … هم از بازی های عجیب و مسخره ای بود که همین گروه راه انداختند تا نظر اصولگرایان را به طرف نامزد خود جلب کنند اما دریغا که از این راه و روش نتیجه کاملا عکس گرفتند.
یقینا خدمتی که جبهه موسوم به پایداری به اصلاح طلبان و جبهه آیت الله هاشمی رفسنجانی انجام داد هیچ فرد و گروه دیگری انجام نداده است.
البته به دلیل این نوع اختلاف اندازی ها و موضوع گیری های غلط بعید نمی دانم در ماه های آینده رهبری انقلاب در سخنرانی و یا صحبت های خصوصی تذکرات جدی به جبهه پایداری و بانیان آن بدهند و عملا جبهه پایداری رو به زوال و نابودی برود اما هرچه که باشد انتخابات ۹۲ نشان داد که وزن این جبهه و حامیان آن در جامعه ایران بیش از ۱۰ درصد نیست همان طور که در انتخابات ۹۲ نامزد منتصب به آنها ۱۰ درصد آرا را کسب نمود و در جایگاه سوم و با اختلاف ۱۴ میلیونی از نفر اول قرار گرفت.
این روزها بیشتر از این خوشحالم که زاهد نماهایی که دین و دنیای مردم را به خطر انداخته بودند این روزها آرام آرام از صحنه سیاسی کشور حذف می شوند.

ارسال شده در سیاسی | برچسب‌شده , , , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید

درس های ۲۴ خرداد

۲۴ خرداد آمد و نتیجه انتخابات معلوم شد . اما از کنار این حادثه بی تفاوت گذشتن و تأمل در معنای آن نکردن ممکن است هشت سال دیگر منجر به زمینه ظهور احمدی نژادی دیگر شود . اما اگر پیام ۲۴ خرداد نیک درک شود دوره های هشت ساله ( دو دوره ریاست جمهوری ) خردورزی همواره تداوم خواهد یافت .
۸ سال گذشته پر از افراطی گری و رفتارهای کژدار و مریضی بوده است که مردم را به این نقطه رساند که با رویکردی جدی به کاندیدایی رای دهند که کاملا بر خلاف کاندیدای منتخب آنها در سال ۸۴ و ۸۸ قدم بر میدارد و مسیر او مسیری متفاوت است.
حسن روحانی با وعده ها و رویکری آمد که پر از امید بود.حمایت هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی دو رئیس جمهور سابق ایران اسلامی که این روزها در میان مردم ایران از جایگاه به مراتب بهتری برخوردار شده اند سبب افزایش این امید در قلب های مردم شد.شاید بزرگترین پاسخ به این امید ، بازگردانی منزلت به جایگاه ریاست جمهور است و رساندن مردم به این باور واقعی که کشور در مسیری که باید حرکت می کند و دیگر از افراط ها و تفریط ها ، از بداخلاقی ها و حرمت شکنی ها ، از بی تدبیری ها و ندانم کاری ها و از منیّت ها و خودرأیی ها خبری نخواهد بود و کاربلدها ، کلید دار امور اجرایی کشور خواهند شد.
رییس جمهور منتخب البته شعارهای دهان پر کن و وعده های خیالی نداده که در کوتاه مدت سرخوردگی ایجاد کند و تنها از عزم خود برای گشودن قفل ها با کلید تدبیر سخن به میان آورده است. این عزم ، آنگاه که عملیاتی شود ، با پشتوانه ای به مراتب بیشتر از ۱۸٫۵ میلیون رأیی که به سبد روحانی ریخته شد ، حمایت خواهد شد و راز این حمایت ، در امیدی است که بعد از سال ها در جامعه دیده می شود.
پ.ن:
۲۴ خرداد با این معنا است که جریان پیروز هرگز به فکر افراط و یا تفریط نیفتد و همواره اعتدال را به عنوان مشی خود در همه عرصه های زندگی در پیش بگیرد . خروج از این خط مشی به معنای از دست دادن مردم است و از دست دادن مردم یعنی خدا حافظی با همه ایده ها و آرزوهایی است که جریان اعتدال برای بهروزی مردم در سر می پروراند .
۲۴ خرداد با صدای بلند می گوید : نجات در راستگویی است . راستی بمانند سنگ های استوار رودخانه هستند که اگر هم کسی روی آن ها پا بگذارد مشکلی پیش نمی آید اما دروغ به مانند کف روی آب است کافی است به یک روز از روزهای ماه خرداد اجازه دهند بر آن بوزد همه خواهند دید هشت سال کف ها بر هم انباشته در چند ساعت از بین می رود . پس دولت مردان راستی پیشه کنید .این سالها آنقدر مردم این سرزمین از حاکمان خود دروغ و ریا و تزویر دیدند که حاضر شدند به فردی که در میان آنها نه چندان شناخته شده بود و حتی سبقه اصولگرایی و عضویت در جامعه روحانیت مبارز تهران را دارد اعتماد کرده و به خاطر حمایت هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی به او رای دهند.
و یک سوال از جاهلینی که ۱ ماه قبل با رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی آنقدر خوشحال شده بودند که گمان می کردند همه چیز تمام شده است و هاشمی برای همیشه از صحنه سیاست ایران حذف شده است.اگر هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت نمی شد و در انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ شرکت می کرد و پیروز انتخابات می شد آیا اعتبار و محبوبیت حال حاضر را داشت و آیا تا به این حد معادلات سیاسی به نفع وی تغییر می کرد؟

ارسال شده در سیاسی | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید

جلال آل احمد، نظامیان و سیاست!

این روزها که اوج انتخابات ریاست جمهوری یازدهم است شاید این حرف آل احمد بیشتر از هر زمان دیگری در مورد سیاسیون حاضر در میدان انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به درد ما بخورد!
آل احمد در مورد نظامیان و نوع بینش آنها این طور می اندیشید:

از روحانیون و نظامیان با عنوان روشنفکر سنتی نام می‌برد. او این دو صنف را از آنجا که هر دو در حوزه تعبد(فرمانبری) عمل می‌کنند، در تحلیل آخر، حافظان وضع موجود می‌خواند. به نظر او اختلاف میان روحانی و نظامی یکی این است که نظامی از حکومت مزد می‌ستاند و صاحب امر است و به وضع موجود رضایت می دهد؛ اما روحانی از طریق مردم زندگی می‌کند و صاحب کلام و منتقد اوضاع موجود است.
اینها در کتاب غرب زدگی وی به کرات آمده است.

شاید این کلام آل احمد تلنگری برای ما باشد که به سابقه نظامی برخی از کاندیداهای ریاست جمهوری نیز با دقت بیشتری نگاه کنیم!و توجه کنیم که یک فرد با سابقه نظامی در یک منصب سیاسی و اجرایی ممکن است چگونه بیندیشد؟

ارسال شده در سیاسی | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید

چرا به روحانی رای می دهم؟

فردا ۲۴ خرداد ۹۲ است و انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به امید خدا برگزار می شود.اما در هفته ها و روزهای اخیر اتفاقاتی در کشور رخ داده که یقینا برای آینده این سرزمین مهم و سرنوشت ساز است.

این دوره از انتخابات ریاست جمهوری به دلیل برخی از اتفاقات همانند رد صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی و کاندیدای منصوب به دولت حالت خاصی را پیدا کرد که تا هفته های پیش نیز ادامه داشت و رکود و سردی خاصی در آن احساس میشد اما پس از حضور جدی افرادی همانند محمد باقر قالیباف و حسن روحانی و سعید جلیلی و محسن رضایی و تبدیل شدن انتخابات به فضای رقابتی جدی و همین طور کنار رفتن حداد عادل به نفع اصولگرایان و محمد رضا عارف به نفع اصلاح طلبان معادلات انتخابات تغییر کرد و نشان داد که اگر اهمیت انتخابات یازدهم ریاست جمهوری از انتخابات سال ۸۸ بیشتر نباشد کمتر نیست.آن هم به چند دلیل از جمله آسیب دیدن جدی کشور از ۸ سال مدیریت کژ دار و مریض دولت نهم و دهم و دلسردی بخشی از جامعه از مدیریت ها و رفتارهای سالهای اخیر و همچنین فرسایش رفتن اعتماد ها و توان داخلی به دلیل مشکلان مدیریتی که در ۸ سال اخیر بر کشور حاکم بوده است.دلیل بعد آسیب دیدن وجهه کشور در بعد بین المللی بعد از وقایع سال ۸۸ بود که به شدت نیازمند ترمیم آن هستیم.
در میان ۶ کاندیدای باقی مانده از روی موضع گیری ها و تبلیغات و بافت فکری آنها می توان به گزینه مناسب پی برد.از جمله اینکه برخی از کاندیداها برای رای آوری سخنان رهبری انقلاب را به دروغ جعل می کنند و برخی سخنان رهبران کشورهای معاند با نظام اسلامی را جعل می کنند!(اینجا) و برخی دیگر بیش از ۸ سال است از بیت المال برای رسیدن به ریاست جمهوری سوء استفاده می کنند و حاضر هستند برای رسیدن به ریاست جمهوری هر کاری انجام دهند و یک روز خود را شبیه به رزمنده و فرمانده ای دلاور در آورند و روز دیگر با جت اسکی ، اسکی روی آب بروند و یک روز دیگر در قامت مدیری دلسوز برای شهر تهران ظاهر شوند و روز دیگر با هنرمندان عکس بیندازند و … .یا کاندیدای دیگر که ۳ دوره است در انتخابات شرکت می کند و سعی دارد خود را دلسوز مردم نشان دهد بدون آنکه در مواقع دیگر سال از این دلسوزی ها خبری باشد و یا کاندیدای دیگری که با دوستان خود ائتلافی تشکیل می دهد و بعد از معین شدن نتیجه ائتلاف زیر عهد خود میزند و عهد شکنی می کند!(لا دین لمن لا عهد له!)حال به انصاف قضاوت کنیم کدام کاندیدا بهتر است؟آنکه سابقه خوب و قابل قبولی در تمام مراحل انقلاب از جمله دوران دفاع مقدس و یا بعد از دفاع مقدس دارد و چندین دوره نماینده امام راحل و یا مقام معظم رهبری در پست های مختلف بوده است و یا در اوایل انقلاب با گروه های معاند و منحرفی همانند مجاهدین خلق مبارزه و مناظره می کرده است و از آرمان های جمهوری اسلامی ایران حمایت و دفاع می کرده است و مورد وثوق یاران انقلاب همانند آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده است و یا کسانی که برای رسیدن به قدرت دست به هر کاری می زنند و هر دروغی می گویند؟


برای همه این ها بود که خواستم به حسن روحانی رای دهم و استخاره کردم و آیات ابتدایی سوره مبارکه فصلت آمد :

بسم الله الرحمن الرحیم
۱- حم
۲- تَنزِیلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
۳- کِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِّقَوْمٍ یَعْلَمُونَ
۴- بَشِیرًا وَنَذِیرًا فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لا یَسْمَعُونَ… .
جواب استخاره هم خوب آمد.

حسن روحانی هیچگاه اصلاح طلب نبوده است و هیچگاه بر خلاف مصالح نظام کاری را انجام نداده است بر خلاف جو سازی هایی که این روزها بر علیه او انجام می شود.در مورد موضوع هسته ای هم تصدیق کننده سخنان او، مشاور عالی مقام معظم رهبری در امور خارجی جناب آقای ولایتی در مناظره های انتخاباتی بوده است.


در مورد حمایت از دکتر روحانی جای حرف بسیار است اما در نهایت امیدوارم در انتخابات ۲۴ خرداد و حتی در مرحله دوم آن در ۳۱ خرداد ۹۲ نتیجه هرچه که هست به نفع مردم نازنین ایران باشد.

پ.ن:امشب اکثر خیابانهای تهران شلوغ و پر شور از جو انتخابات بود.ای کاش این شور و شادی ها بعد از انتخابات هم ادامه داشته باشد.

ارسال شده در سیاسی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید

دروغ های بزرگی که برای جلیلی گفته می شود!

متأسفانه طی هفته های گذشته برخی از نامزدها سعی کردند خود را به هر طریق ممکن “گزینه نظام” یا “گزینه رهبر” معرفی نمایند.

به واقع رهبر انقلاب در زمینه جدال سیاسی و تبلیغی نامزدهای ریاست جمهوری مظلوم واقع گردیده است و هر کسی به هر شیوه ممکن سعی می کند از گفته ها و ناگفته های ایشان بهره سیاسی ببرد.

در آخرین مورد که این روزها در حال انجام است پیامک های وسیعی منتشر شده است که با دید نقد محتوای آن را منتشر می کنیم:

مقام معظم رهبری (حفظه الله) فرمودند:
ببینید دشمن چه کسی را هدف گرفته و کی برای او خطرآفرین است همان شخص بهترین خادم ملت است. (۹۱/۱۲/۲۴)

اوباما:
….. (سعید جلیلی) برای منافع ما در دنیا خطر آفرین است.

نتانیاهو:
اگر رئیس جمهور آینده ایران …. (سعید جلیلی) بشود مقاومت تقویت و سلطه ی ما بر منطقه به اتمام می رسد.

سازمان منافقین:
جبهه اصلاحات تمام توان خود را بکار گیرد تا …. (سعید جلیلی) روی کار نیاید.

اما به واقع آیا این چنین جملاتی از این افراد منتشر شده است؟ با نگاهی به سایت دفتر مقام معظم رهبری در می یابیم که معظم له در تاریخ مذکور (۲۴ اسفندماه) اصولا ایشان هیچ دیدار و بیاناتی جز”پیام به کنگره بزرگداشت علامه طباطبایی یزدی” نداشته اند.

همچنین با جستجو در بیانات و پرسش از افراد مطلع، مشخص شد که این جمله ساختگی می باشد. از سوی دیگر رییس جمهور آمریکا تا کنون در مورد هیچ یک از نامزدهای انتخابات اعلام موضعی نکرده است. این در حالی است که سازندگان این پیامک و خبر دست به کار شده و آن را به صورت گسترده در سایت های خبری نیز منتشر کرده اند.

با جستجو در سایر بیانات نیز مشخص شد که کل گفته های مذکور در این پیامک و خبر، دروغ و تبلیغی می باشد. به واقع آیا کار بدانجا رسیده است که برخی از اصولگرایان برای جلب آرای امت حزب الله دست به دروغ و خبرسازی بزنند؟ امیدواریم در ادامه و با پیگیری نهادهای مسوول، ریشه انحرافی این خبر مشخص و عاملان آن معرفی گردند.آیا با دروغ و این نوع مظلوم نمایی ها می توان کشور را اداره کرد؟این همان روندی است که در ۸ سال گذشته ایران طی کرده است و با ضررهای آن کاملا آشنا شده ایم.

منبع:دیدبان/(با تغییرات جزئی)

ارسال شده در سیاسی | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید