نگذاریم منافقین با سوء استفاده از مفاهیم رئیس جمهور شوند!

پس از سال ۱۳۸۴ و انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری بحثی در میان علاقمندان به نظام و اصطلاحا اصولگرایان شکل گرفت به نام شناخت مبانی و اندیشه های انقلاب اسلامی و بازگشت به آرمانهای جمهوری اسلامی که هر کس به قسمتی از آنها اشاره می کرد.برخی به عدالت برخی به فلسفه وجودی جمهوری اسلامی برخی به نظام امامت و امت و … اشاره می کردند و سعی داشتند این معانی و مفاهیم را از دید خود ترجمه و تفسیر و بر اساس آن جمهوری اسلامی و ایدئولوژی آن را معنی کنند.
اساسا طرفداران احمدی نژاد نیز به خود می بالیدند که احمدی نژاد برای این به صحنه آمد و پیروز شد که گفتمان انقلاب را مطرح کرد و آن را به یاد همگان آورد!
اما این روزها با سر انجامی که احمدی نژاد و اطرافیان وی پیدا کرده اند اگر حامیان سابق احمدی نژاد منصف باشند و از روی لجاجت حرفی نزنند قطعا دیگر درمورد احمدی نژاد همانند سابق فکر نمی کنند و حرفهای سابق را در مورد او نمی گویند.
اما متاسفانه باز شاهد هستیم در این دور از انتخابات همانند سال ۹۲ برخی ها که بیشتر از حواریون آیت الله مصباح یزدی و حامیان کاندیدای مد نظر ایشان(لنکرانی) هستند باز می خواهند از مدل سال ۸۴ استفاده کنند.یعنی حرفهای کلی در مورد انقلاب اسلامی و آرمانهای آن مطرح کنند و با تاکید شدید بر تفسیر از ولایت فقیه بتوانند برای خود نان و نوایی دست و پا کنند!
اینکه در جمهوری اسلامی بتوان به سادگی با ظاهر سازی و قشری گری که خود را ملتزم به آرمانهای انقلاب نشان دهیم و آن را تفسیر به رای کنیم و رای جمع کنیم و منتقدان خود را با باتوم خود برتر بینی در فهم آرمانهای انقلاب کتک بزنیم تجربه ای است که در ۸ سال زمام داری جناب احمدی نژاد آن را تجربه کرده ایم.
یقینا انقلاب اسلامی مردم ایران در سال ۱۳۵۷ که ثمره خون هزاران شهید در دوران مبارزه برای پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن در ۸ سال دفاع مقدس است دارای مبانی و گفتمانی است اما اینکه بخواهیم با تفسیر به رای و تحریف آن و یا قشری گری با این گفتمان برخورد کنیم نباید انتظار وضعیتی بهتر از حال را داشته باشیم.اینکه فردی ظاهر سازی کند و خود را به نظام قالب کند چیزی است که این روزها شاهد آن هستیم.

پس ای کاش کاندیداهایی همانند آقایان لنکرانی و جلیلی و قالیباف و زاکانی به جای روشی که در ۸ سال گذشته شاهد بوده ایم نظرات کامل خود را در تمامی حوزه ها بیان کنند و شفاف و واضح صحبت کنند نه اینکه حرف های کلی را شاهد باشیم که ستون فقرات آن هم بحث ولایت مطلقه فقیه است که تفسیر به رایی است که با نظرات بسیاری از مراجع حاضر و مرحوم و حتی شخص مقام مظعم رهبری نیز در تضاد است!
فراموش نکنیم که آرمانهای نظام اسلامی در سخنان امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری و رهبران اصلی انقلاب است که باید با کار کردن بر روی آنها و مطالعه و تئوری پردازی دقیق آنها سعی کنیم این مبانی را در جامعه بسط دهیم نه آنکه سعی داشته باشیم از آن سوء استفاده کنیم و با نفاق درونی از آن باتومی بسازیم برای ضرب و جرح کردن حریفمان!

پ.ن:این روزها همان طور که خیلی ها می گویند دیگر بحث اصلاح طلبی و اصولگرایی مطرح نیست.این روزها جنگ،جنگ میان اعتدال و راست رادیکالی است.

ارسال شده در سیاسی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید

نقدی بر اقدام احمدی نژاد

همراهی رئیس‌جمهور با یکی از کاندیداهای ریاست‌جمهوری هنگام ثبت‌نام وی در وزارت کشور که اتفاقا از بستگان ایشان است، مباحث متعدد حقوقی را به‌وجود آورده است.

۱ـ فارغ از ایرادات حقوقی و مسؤولیت‌های جزائی مترتب بر حضور رئیس‌جمهور ـ که اساسا با استفاده از امکانات دولتی یا موقعیت‌های اداری تحت سلطه رئیس‌جمهور و صرفا در حمایت علنی از یک کاندیدا صورت گرفت ـ باید گفت این اقدام خلاف‌ ضمن آنکه نقض آشکار قانون اساسی و قوانین موضوعه محسوب می‌شود، بدعتی خطرناک و مساله‌ساز در کشور است. حضور مستقیم رئیس‌جمهور مستقر که راسا مسؤولیت اجرای انتخابات آتی را بر عهده دارد در معیت یک نامزد، فی‌نفسه محل اشکالات و شائبه‌آفرینی‌های متعددی در اصل صداقت رئیس‌جمهور در پایبندی به قانون اساسی و سوگند قرآنی‌اش است.

۲ـ رئیس‌جمهور یک شخصیت کاملا حقوقی است که در قبال برخورداری از یکسری حقوق مشخص، تکالیف قانونی معینی را هم عهده‌دار است. اعتبار ملی و فراگیری شخصیت حقوقی رئیس‌جمهور به اندازه‌ای وسیع و کشورشمول است که چنین شمولی مانع از بروز و حدوث شخصیت حقیقی وی در عرصه سیاسی و اجتماعی تا لحظه آخر پایان ماموریت یک رئیس‌جمهور است. واضح است در مباحث حقوقی استناد به بهانه «در مرخصی بودن رئیس‌جمهور» و سقوط تکالیف قانونی از دوش نامبرده به این بهانه، از نامقبول‌ترین ادله محسوب می‌شود.

۳ـ استناد به واژه «در مرخصی بودن ایشان در آن ساعت» مانند این است که رئیس‌جمهور با گرفتن مرخصی چند ساعته در یک مناقصه اقتصادی بزرگ چند ده میلیاردی شرکت کند و وزیر مربوط با ترک تشریفات، مناقصه را به ایشان یا همراهانش واگذار کند و وزیر مربوط در پاسخ به اعتراضات صورت گرفته مدعی شود رئیس‌جمهور هنگام عقد این قرارداد در مرخصی بوده است و در آن لحظه مسؤولیت‌های نامبرده به معاون وی محول و ایشان هیچ مسؤولیتی نداشته است. طبیعی است گذاشتن یک صندلی نامتعارف برای رئیس‌جمهور در کنار صندلی کاندیدای مذکور از باب وجاهت حقوقی – اداری احمدی‌نژاد بوده است و الا برای هیچ‌یک از ۶۵۰ کاندیدای ثبت‌نامی چنین اقدام خاصی صورت نگرفته بود و در آن لحظه همه او را به عنوان رئیس‌جمهور ایران می‌شناختند و آدم عاقلی را نمی‌توان یافت که خلاف این نظر را داشته باشد.

۴ـ پاسخ سوالات حقوقی از قبیل «چنانچه از رئیس‌جمهور در ساعات مرخصی وی تخلفی سر بزند نحوه رسیدگی به تخلفات و جرائم وی چگونه خواهد بود» خود جواب روشنی به لاپوشانی‌های نادرست صورت گرفته دارد. طبیعی است در چنین شرایطی به تخلفات یک رئیس‌جمهور مطابق قوانین موضوعه مربوط به رئیس‌جمهور رسیدگی خواهد شد و در مرخصی بودن ایشان هیچ تغییری در نحوه رسیدگی به تخلفات در پی نخواهد داشت. در مرخصی بودن رئیس‌جمهور استدلال بسیار سست و غیرحقوقی است که تنها از منظر فرافکنی سیاسی می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.

۵ ـ براساس بند ۳ ماده ۳۳ قانون انتخابات ریاست‌جمهوری، هرگونه تطمیع در امر انتخابات از سوی اشخاص جرم محسوب شده و طبق ماده ۸۴ همان قانون؛ مجازات معینی نیز برای آن در نظر گرفته شده است. از نظر حقوق کیفری، تطمیع به معنی به طمع انداختن و برانگیختن حس نفع‌طلبی اشخاص است. رئیس‌جمهور سعی داشت با اهداف معینی مانند تبلیغ مستقیم، در کنار دست نامزد احتمالی مورد بحث حاضر شده و با بلند کردن دست وی هواداران خویش را برای رای دادن به ایشان تطمیع معنوی کند. بدیهی است اشاره قانون به افراد عام و بدون در نظر گرفتن جایگاه حقوقی یا حقیقی اشخاص و نوع کارشان است.

۶ ـ طبق ماده ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری هیچیک از مقامات اجرایی و نظارتی انتخابات حق تبلیغ له یا علیه هیچیک از داوطلبان انتخاباتی را نخواهند داشت و تخلف از این قانون جرم محسوب می‌شود. بدیهی است حضور رئیس‌جمهور که دارای وظایف مشخص و مصرح قانونی در بخش اجرای انتخابات است در کنار یک کاندیدا و بالابردن دست او مقابل رسانه‌های خبری به‌طور عرفی و قانونی تبلیغ به نفع آن فرد محسوب می‌شود و جرم آشکار است.

۷ـ عده‌ای گفتند رئیس‌جمهور مسؤولیتی در اجرای انتخابات ندارد لذا مشمول ماده ۷۳ نمی‌شود.

باید گفت طبق ماده ۳۱ قانون انتخابات ریاست‌جمهوری، وزارت کشور مجری برگزاری انتخابات است لذا از منظر حقوقی کمترین شکی وجود ندارد که وزارت کشور جزء مجریان اصلی انتخابات است. از یک سو وزیر کشور منصوب رئیس‌جمهور بوده و نصب وی به‌طور اختصاصی منوط به اراده رئیس‌جمهور است. وزیر عینا در مقابل رئیس‌جمهور ملزم به انجام وظایف اجرایی محوله از سوی رئیس‌جمهور است. از سوی دیگر طبق اصل‏ ۱۱۳ قانون اساسی پس‏ از مقام‏ رهبری‏، رئیس‏‌جمهور عالی‌ترین‏ مقام‏ رسمی‏کشور است‏ و مسؤولیت‏ اجرای‏ قانون‏ اساسی‏ و ریاست‏ قوه‏ مجریه‏ را جز در اموری‏ که‏ مستقیما به‏ رهبری‏ مربوط می‌شود، بر عهده‏ دارد و طبعا برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری نیز از اصول قانون اساسی است. لذا کتمان مسؤولیت مستقیم رئیس‌جمهور در امر انتخابات ریاست‌جمهوری از این بابت نیز غیرمستدل و نامسموع است. بی‌شک برگزاری انتخابات بر عهده قوه مجریه است لذا نمی‌توان منکر مسؤولیت مستقیم رئیس‌جمهور در این باره شد.

۸ ـ در حاشیه جلسه دولت سخنگوی هیات‌دولت که اتفاقا حقوقدان است، در اظهارات عجیب غیرحقوقی مدعی شد که رئیس‌جمهور در امر انتخابات مسؤولیتی بر عهده ندارد و بر همین اساس این اقدام رئیس‌جمهور مشمول ماده ۷۳ قانون انتخابات ریاست‌جمهوری نیست. در پاسخ به ایشان باید گفت همه وظایف تعیین‌شده برای وزارت کشور ذاتا بر عهده رئیس‌جمهور است. مثلا در صورت برکناری، فوت، عزل یک وزیر تا معرفی وزیر جدید به مجلس شورای اسلامی جهت اخذ رای اعتماد، رئیس‌جمهور می‌تواند راسا یا با تعیین سرپرست برای وزارتخانه مربوط به انجام وظایف قانونی مبادرت کند. لذا باید گفت اولا طبق اصل‏ ۱۳۳ قانون اساسی که رئیس‌جمهور مسؤول اجرای آن است وزرا توسط رئیس‏‌جمهور تعیین‏ و برای‏ گرفتن‏ رای‏ اعتماد به‏ مجلس‏ معرفی‏ می‌شوند. ثانیا طبق اصل‏ ۱۳۴ ریاست‏ هیأت‏ وزیران‏ با رئیس‏‌جمهور است‏ که‏ بر کار وزیران‏ نظارت‏ دارد و با اتخاذ تدابیر لازم‏ به‏ هماهنگ‏ ساختن‏ تصمیم‏‌های وزیران‏ و هیات‏ دولت‏ می‌پردازد و با همکاری‏ وزیران‏، برنامه‏ و خط‌مشی‏ دولت‏ را تعیین‏ و قوانین‏ را اجرا می‌کند… رئیس‏‌جمهور در برابر مجلس‏ مسؤول‏ اقدامات‏ هیأت‏ وزیران‏ است.

۹ـ طبیعی است قائل شدن تکلیف مهم حقوقی مانند «مسؤولیت رئیس‌جمهور در قبال اعمال وزرا در برابر مجلس» در اصل ۱۳۴ قانون اساسی حکایت از آن دارد که همه وظایف متعین برای وزرا اصالتا بر عهده رئیس‌جمهور نیز قرار دارد. انکار این مسؤولیت رافع مسؤولیت‌های حقوقی- کیفری رئیس‌جمهور نمی‌تواند باشد. علاوه بر آن بر اساس اصل‏ ۱۳۷ هر یک‏ از وزیران‏ مسؤول‏ وظایف‏ خاص‏ خویش‏ در برابر رئیس‏‌جمهور ‏ است.

ارسال شده در سیاسی | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید

احمدی نژاد تا آخر ایستاده است!

اقدام دیروز احمدی نژاد در ستاد انتخابات کشور ، فقط تبلیغات غیرقانونی یک رئیس جمهور برای یک کاندیدای معمولی نبود ، پیامی از سوی احمدی نژاد بود مبنی بر این که حاضر است برای مشایی ، هر تخلفی را مرتکب شود کما این که در روز روشن ، تخلفی چنان آشکار و شگفت انگیز را بی هیچ التفاتی به قانون مرتکب شد و به سادگی به همه قوانین و مقررات و شعور مخاطب توهنی کرد.

این کارها و حرکات احمدی نژاد را برای روزهای آینده جدی بگیریم!اینها یعنی اینکه وی قصد دارد تا پای نابودی نظام هم پیش برود اما مشائی و دار و دسته اش حفظ شوند!

ارسال شده در سیاسی | دیدگاه‌تان را بنویسید

انتخاباتی با چاشنی متفاوت!

شاید تا چند ماه و چند هفته قبل برخی ها این باور را داشتند که انتخابات یازدهم ریاست جمهوری همانند انتخابات دهم آنقدر پر سر و صدا و جنجالی نخواهد بود و می گفتند این که گفته می شود انتخابات ۹۲ به مراتب حساس تر از انتخابات سال ۸۸ است فقط یک نوعی جو سازی و شانتاژ رسانه ای و تحلیلی است اما با اتفاقاتی که روز شنبه ۲۱ اردیبهشت ماه ۹۲ رخ داد شاید دیگر کسی باقی نمانده باشد که انتظار روزهای حساس و پر التهاب را تا ۲۴ خرداد و یا حتی ۳۱ خرداد ۹۲ نداشته باشد.
شنبه تقریبا روزی بود که اصل موضوع انتخابات ۹۲ در آن شکل گرفت.آمدن مشائی و هاشمی و جلیلی و ولایتی و قالیباف و … نشان از انتخاباتی دارد که حیات و ممات نظام تا حد زیادی به آن وابسته است.هر چه که بخواهد برای آینده نظام رقم بخورد یقینا در این روزهای باقی مانده تا انتخابات و نتایج آن رقم خواهد خورد.
اینگونه آمدن هاشمی به صحنه در دقیقه ۹۵ و اینگونه همراهی کردن احمدی نژاد با مشائی و اینگونه حرص و طمع زدن و عهد و پیمان شکستن ائتلاف ها در آستانه انتخابات ، حکایت از فضایی دارد که انتخابات ۹۲ یک سرو گردن از تمامی ۳۴ انتخابات دیگر بلند تر است.
ای کاش احمدی نژاد انقدر مردم را نفهم فرض نمی کرد و به حامیانش خیانت نمی کرد و اینگونه آب سرد بر ملاج آنها نمی ریخت که پس از ۸ سال تمام قد و بر خلاف تمامی مقررات مشائی را در ثبت نام انتخابات همراهی کند.بلاهت و حماقت احمدی نژاد تا آنجاست که حتی ظاهر سازی هم نمی کند تا مثلا در انتخابات بی طرف باشد و مشائی را در ستاد انتخابات وزارت کشور همراهی نکند.حالا چه کسی باور می کند انتخابات سالم سالم برگزار شود و دولت تخلفی را مرتکب نشود؟اگر مشائی تائید صلاحیت نشود آیا احمدی نژاد به این سادگی ها کوتاه خواهد آمد و اساسا نظام حاضر است از آبروی رهبری بگذرد و حکم سال ۸۸ رهبری را فراموش کند و مسائی را تائید صلاحیت کند؟یقینا این طور نیست.
هاشمی هم آنقدر ها ناپخته نیست که در ۷۹ سالگی برای شکست آمده باشد.هاشمی یقینا برای پیروزی و جبران مافات این ۸ سال به صحنه آمده است و طوفانی از حمایت ها را پشت سر خود دارد.هاشمی یقینا برای طوفان به پا کردن به صحنه آمده.اگر برخی ها این را قبول ندارند بهتر است از فردا منتظر انصراف افرادی همانند روحانی و پزشکیان و عارف و کواکبیان و … به نفع هاشمی باشند.این یعنی هاشمی تمام قد در ماقبل یک صف عریض و طویل از کاندیداهای کوچک و خورده پای دیگر.

این هم که ائتلاف های ۲+۱ و ۵+۶ و … در عمل شکست خوردند و تشنه قدرت بودن برخی ها روشن شد هم به کنار و حتی اینکه برخی ها آنقدر قانون و نظام را به تمسخر گرفتند که با حکم محکومیت و زندانی که دارند باز ثبت نام ریاست جمهوری را انجام دادند نشان از وقاحت و بی شرمی دارد که سر چشمه آن را در ۸ سال زمام داری احمدی نژاد باید جستجو کرد.
هر چه که باشد ۲۴ خرداد ۹۲ و ۳۱ خرداد ۹۲ روزهایی هستند که قطعا در قرن معاصر شمسی برای همیشه ماندگار خواهند شد و سرنوشت نظام را تعیین خواهند کرد.
یقینا نظام در روزهای آینده شاهد اتفاقات و وقایع حساسی خواهد بود که تصمیم گیری در مورد آنها دقت و عقلانیت فراوانی را طلب می کند.
بازی که سرنوشت خیلی چیزها را برای همیشه مشخص خواهد کرد.

پ.ن:از نقش آیت الله مصباح و شاگردان ایشان هم که این روزهای کشور دست پخت تفکر ناقص الخلقه و عقب افتاده ایشان و شاگردانشان هم می باشد بگذریم که اگر مولودی همانند احمدی نژاد را در سال ۸۴ تحویل جامعه ایران نمی دانند یقینا این روزها نه کشور تا به این اندازه با اوضاع حساس و خطرناکی مواجه بود و نه اینگونه شاهد قطب بندی های خطرناک در آن می بودیم.خدا جلیلی ها و لنکرانی ها را هم ختم بخیر گرداند.

ارسال شده در سیاسی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید

فلسفه جمهوری اسلامی(۱)


هم زمان با تند شدن روند انقلاب اسلامی مردم ایران در سال ۱۳۵۷ و پیروزی این انقلاب بحث هایی در مورد فلسفه وجودی این انقلاب و پس از آن نظام اسلامی که مبتنی بر این انقلاب بود در جامعه ایران شکل گرفت.فلسفه ای که شاید یادآوری آن در این روزها ضروری تر از هر زمان دیگری باشد.

۱- ضرورت تأسیس حکومت اسلامی در دوران غیبت

امام مبانی اندیشه حکومت اسلامی را با طرح این پرسش آغاز می­کند که: از غیبت صغری تاکنون چندین قرن سپری شده است و ممکن است هزاران سال دیگر نیز مصلحت برای ظهور امام عصر اقتضا نکند. در این فاصله تکلیف اسلام و مسلمانان چیست؟ آیا احکام دین باید بر زمین بماند و همه موازین شرع در حال خود رها گردد؟ پاسخ امام این است که در باب لزوم یک حاکم دینی پس از رحلت پیامبر در میان مسلمانان تردید یا اختلاف نظری اساسی وجود نداشته است. اختلاف تنها درباره کسی بود که می­بایست عهده­دار این امر مهم گردد. لذا بر سر جانشینی پیامبر نگرش­های متفاوت و متعارض بروز یافت و از آنجا که امام علی نتوانست چنان که باید حاکمیت دین خدا را براساس نصوص مستقر سازد، سرنوشت حکومت از اساس دگرگون گردید و به شکلی تأسف‌بار سرنوشت سیاسی مسلمانان به دست خودکامگی تحت عنوان، خلفا، امیران، سلاطین، شاهان و امپراطوران افتاد و از ماهیت دینی تنزل و در چاه ویل حضیضی سقوط کرد. با این مقدمات حال تکلیف چیست؟ آیا باید به بهانه­های غیرعقلانی از جمله آماده نبودن زمینه و امکانات همچنان به استقرار حاکمیت­های ظالم و ستم پیشه مدد رساند یا آرمان تشکیل حکومت مطلوب را یکسره به امام زمان واگذار کرد؟ لذا امام که نقطه ضعف را در فقدان مبانی تئوریک یک حکومت دینی می­یافت خود به این اقدام بزرگ و متهورانه دست زد. او در پی تأملات فراوانش سرانجام الگویی بی‌سابقه، آرمانی و فاقد نقایصی که حکومت‌های جهان تا به امروز با آن دست به گریبان بودند ارائه داد که تنها در دوران کوتاه صدر اسلام تجربه شده بود. حکومتی که امام چهارچوب‌های نظری آن را تدوین کرده بود از یک رشته ویژگی­های ممتاز و منحصر به فردی برخوردار بود که آن را از مدل حکومت­های موجود متمایز می‌ساخت. زیرا احکام و اصول سیاسی، اقتصادی، دفاعی و ساختار و تشکیلات آن نه بر خاسته از اندیشه بشر بلکه ملهم از آرمان­های و اصول الهی اسلام بود. امام این نوع حکومت را الگوی جاودانه‌ای دانست که نه با نظام‌های استبدادی، نه مطلقه و نه مشروطه به معنای متعارف آنها قابل تطبیق می‌نمود. بلکه ضمن در برداشتن محاسن آنها از همه نواقص نگران‌کننده و نارسایی‌های هراس‌انگیز آنها بری بود: زیرا بر‌اساس آن، حکومت‌کنندگان در اجرا و اداره مقید به یک مجموعه شرط هستند که در قرآن کریم و سنت رسول اکرم معین گشته است. مجموعه شرط همان احکام و قوانین اسلام است که باید رعایت
و اجرا شود و از این جهت حکومت اسلامی حکومت قانون الهی بر مردم است.

۲- رابطه دین و سیاست

یکی از مباحث مهم در اندیشه امام خمینی، رابطه دین و سیاست و جایگاه سیاست در اسلام است، آنگونه که می­توان سنگ­بنای اساسی اندیشه سیاسی امام را در این موضوع کاوید. اسلام در نگاه امام، دین کامل و جامع است که با زندگانی این جهانی و امور اجتماعی و سیاسی ارتباطی تنگاتنگ دارد. ایشان معتقدند، از آن جا که اسلام برای به کمال‌رساندن انسان آمده، افزون بر احکام عبادی و دستورهای اخلاقی، با آوردن احکام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز به اصلاح زندگی دنیوی از جمله چگونگی اداره جامعه توجه کرده است. از منظر امام، دین و سیاست برای هدایت انسان به سوی سعادت، در پی تحقق عدالت در جامعه­ اند، از این رو نمی­توانند از یکدیگر جدا باشند. وی به کرات این جمله سیدحسن مدرس را تکرار می­کرد که « دیانت ما عین سیاست ماست.»

اسلام دین سیاست بوده و پیامبر گرامی اسلام اساس و پایۀ سیاست را در دیانت بنا نهاده است. در منطق اسلام، دین از سیاست جدا نبوده و فعالیت سیاسی یکی از وظایف مذهبی مسلمانان است.(صحیفه نور، ج ۴: ۲۱۶) در شریعت اسلام، بیشتر احکام الهی جنبه سیاسی دارد، حتی احکام اخلاقی اسلام نیز رنگ و بوی سیاسی دارد. برای مثال، حکم برادر بودن مؤمنین که یک حکم اخلاقی ـ اجتماعی است، دارای وجهه سیاسی است؛ چنانچه مؤمنین باهم برادر باشند، هیچ ابرقدرتی شهامت تجاوز به آنها را نخواهند داشت.
امام معتقد است که اسلام در مورد «نحوه هدایت جامعه» به سیاست نظر دارد و اصلاً هدایت جامعه در مسیر تحقق عدالت، هدف اصلی دین است و بر این اساس دین و سیاست صحیح، هم هدفمند و هم عین یکدیگر. ایشان می­فرمایند: « والله اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرفی کرده‌اند. سیاست مدن از اسلام سرچشمه می‌گیرد.
از نظر اسلام، مشکلات و پیچیدگی‌های زندگی انسان، تنها با تنظیم روابط اقتصادی به شکل خاص، حل نمی­شود بلکه نیازمند یک تشکیلات حکومتی و نظام اسلامی است که متکی به مردم بوده و نیازمندی­های آنان را در تمام ابعاد اعتقادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، نظامی و غیره براساس فرهنگ غنی اسلام، تأمین نماید. کلیه پیامبران از جمله پیامبر گرامی اسلام برای تحقق حکومت عدل در جهان، مبعوث شدند، اسلام که کامل­ترین و آخرین دین الهی است، دارای نظام فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مخصوص به خود است.
پس از پیامبران نیز چون امت اسلامی، نیازمند هدایت است، ائمه هدی از جانب خدا عهده­دار این مسئولیت خطیرند. مشروعیت حکومت فقهای واجدالشرایط، از ناحیه مشروعیت حکومت پیامبر و خدا بر مردم است. نظام حکومتی اسلام در زمان غیبت امام معصوم، زمانی مشروع خواهد بود که شرایط لازم را دارا و مشروعیت خود را از ناحیه ائمه هدی و سپس پیامبر و خدا گرفته باشد و در غیر این صورت، حکومت طاغوتی و غیرشرعی است.
از نظر امام خمینی (ره) به جر دلایل نقلی که در خصوص پیوند دین و سیاست وجود دارد، ادلۀ عقلی نیز بر پیوستگی و ارتباط تنگاتنگ دین و سیاست وارد است که در ذیل به پاره‌ای از آنها اشاره می‌شود:

۱٫ ماهیت دستورات اسلامی، سیاسی است و مسائل سیاسی و اجتماعی را در همه احکام اسلامی، اعم از عبادی و غیرعبادی می‌توان مشاهده کرد.
۲٫ نسبت اجتماعیات قرآن، در برابر عبادیات و آیات عبادی آن، از صد به یک هم بیشتر است و این نشانگر عنایت ویژه دین شریف به مسایل اجتماعی از جمله سیاست است.
۳٫ احکام اسلام، باید به اجرا درآید و اجرای آنها جز از رهگذر برپایی حکومت اسلامی، امکان­پذیر است.
۴٫ حفظ نظام و سد طریق اختلال در جامعه، منوط به استقرار حکومت اسلامی است.
۵٫ پیامبر اکرم (ص) یک رهبر سیاسی است و مبارزات ائمه و شهادت آنها خصوصاً امام علی (ع) و امام حسین نیز سیاسی است.

ادامه دارد…

ارسال شده در سیاسی | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید